اولياء الله آملى
104
تاريخ رويان ( فارسى )
ماه پادشاهى كرد . تا جمله خراسان اسماعيل بن احمد را مسلم شد و او به نفس خود به طبرستان آمد و با مردم عدل و انصاف پيش گرفت و املاكى كه سادات به تغلب از مردم ستانده بودند با صاحبان رد كرد . از آن جمله پانصد هزار درهم محصول غلات اصفهبد كلار بود كه با او رد كردند . از آن ديگر ننوشتهام از ترس اطالت . و مردم طبرستان را دل و جان بر محبت و ولاى اسماعيل وقف شد ، سبب عدلى كه با مردم مىكرد و محمد بن هارون در او عصيان كرد . [ 53 ] بعد از آن ناصر كبير خروج كرد در طبرستان و العلم عند اللّه تعالى و تقدس . ذكر خروج ناصر الكبير و هو ابو محمد الحسن بن على بن عمر الاشرف بن على بن الحسين بن على امير المؤمنين و او سيدى بزرگ و فاضل بود و در همه علوم متفنن و صاحب راى و تصانيف . سالها مصاحب الداعى الحسن و الداعى محمد بوده . چون اسماعيل بن احمد با طبرستان آمد ، سيد با ديلمان شد و از جستان بن وهسودان كه مرزبان ديلم بود ، اجازت طلبيد كه ثار داعى طلب كند و به گيلان شد و در سنهء سبع و ثمانين و مأتين ، خروج كرد . اهل گيلان و ديلمان بر او بيعت كردند . گويند كه هزار بار هزار مرد اهل بيعت او بودهاند و با خلقى انبوه ، روى به آمل نهاد . احمد بن اسماعيل با لشكرى گران به موضعى كه فلاس گويند به نيم فرسنگى آمل ، به دو رسيد و حرب كردند و سيد منهزم شد و ديالم بيشتر كشته شدند و پادشاه گيلان - كاكى - و امير ديلمان - فيروزان - هردو كشته شدند و طبرستان به سامانيان بماند . تا محمد بن هارون از اسماعيل بن احمد بگريخت و به سيد پيوست . سيد ناصر ديگرباره ، روى به طبرستان نهاد و اصفهبد شهريار بن